۱۳۹۳ آبان ۱۱, یکشنبه

آخوند پرنده – جو گیر شدن آخوند و پریدن از بالای منبر در هنگام روضه خوانی!!!



اسلام در این مسخره بازی ها و نمایشنامه ها خلاصه می شود!!!! قضاوت با شما
آخوندهای موجود در کلیپ به ترتیب :
1 – حجت الاسلام احمدی اصفهانی
2 – آخوند حسن اللهیاری
3- آیت الله سید محمدباقر حکیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در زمان خودش
4 – سید عمار حکیم فرزند سید عبدالعزیز الحکیم و برادر زاده ی آیت الله باقر حکیم
5 – آخوند ملا رحیم (روضه خوان عراقی )
6 – یت الله ˈمیرسید محمد یثربی مدیر حوزه علمیه کاشان
7 – برگزاری کارناوال و عروسک بازی در حسینیه
8 – سینه زدن آخوند هنگام موتورسواری
8 – قلیان کشی در حسینیه و کتاب مفاتیح بدست
9 – دیوانه زنجیری پاکستانی

قمر بنی هاشم در تاریخ طبری!!!!!!!!!



امام حسین عباس بن ابی طالب را پیش خواند و با سی سوار و بیست پیاده فرستاد و بیست مشک همراهشان کردندکه شبانگاه برفتند و نزدیک اب رسیدند. پانصد تن از سپاهیان یزید مراقب ابگاه بودند. چون به نزدیک ابگاه رسیدند عباس گفت : امده ایم از این اب که از ان ما را بداشته اند بنوشیم گفتند بنوش نوش جانت.عباس گفت تا حسین و این گروه از یارانش که می بینی تشنه اند یک قطره نخواهم نوشید .انگاه عباس به پیادگان گفت مشکها را پر کنند پس از ان کسان نمودار شدند و درگیری اندکی شد. یاران حسین با مشکها بیامدند و اب را پیش وی بردند . (تاریخ طبری ، جلد 7 ، صفحه 3007)

کاملا واضح است که نه دست عباس قطع شده و نه پاش بلکه همان طور که خواندید این یزیدیان ملعون! به عباس می گویند: ((بنوش نوش جانت)) و بعد از اینکه عباس می گوید اول حسین اجازه می دهند که مشک ها را پر کنند و برای حسین ببرند.

سرگذشت امام حسین و حسن تازی در روز قیامت!!!!!!!



معاویه از نافع از ابی عمر نقل میکند که رسول خدا گفت: در روز قیامت عرش الله را به تمام زینت ها می آرایند و دو منبر از نور را می آورند که هریک از آنها، صد مایل است و یکی از آنها را بر سمت راست عرش میگذارند و دیگری را بر سمت چپش آنگاه حسن و حسین را می آورند. حسن بر بالای یکی میرود و حسین بر بالای دیگری صعود میکند، و خداند عرش خود را با وجود آنها می آراید، همانگونه که زنی با دو گوشواره خود را زینت میدهد. امالی شیخ صدوق برگ 179

کارناوالی بنام محرم!!!!!!!!



برای داشتن ملتی افسرده، جامعه ای مرده، مردمانی غمگین و ناامید و نسلی خرافاتی و خرد ستیز و گمراه و دانش به دور، همین کارناوال محرم کافیست!

۱۳۹۳ آبان ۸, پنجشنبه

کودک آزاری به دستور امام صادق!(کی میگه اسلام زوریست)



در حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه

چون پسر سه ساله شود باومى گويند كه هفت مرتبه بگو لااِلهَ اِلاّ اللّهُ

و چون سه سال و هفت ماه وبيست روز از عمرش بگذرد باو مى گويند كه هفت مرتبه بگويد مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ

پس چهار سالش تمام شود باو مى گويند كه هفت مرتبه بگويد صَلَى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ

پس چون پنج سالش ‍ تمام شود او را واميدارند كه خدا را سجده كند

پس چون شش سالش تمام شود نماز بيادش ميدهند و بنمازش ميدارند

و چون هفت سالش ‍ تمام شود وضو را باو ياد ميدهند و امر بنماز ميكنند او را

چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را خوب بيادش ميدهند و بر ترك وضو و نماز ميزنند

پس چون وضو و نماز را ياد گرفت خدا پدر و مادرش را بيامرزد.

حلیه المقتین، علامه مجلسی، در آداب شیر دادن و تربیت کردن فرزندان و رعایت ایشان.

گفتیم در این ماه سرشار از دروغ و ریا(محرم) یادی کنیم از حضرت ابولی فضل!!!!!



چرا بعضی از مسلمانان داخل ایران ماشین هایشان را بیمه ابولی(ابوالفضل)می کنند!!!!!
داستان از این قرار است که آقا ابوالفضل که بعضی ها ماشین شان را بیمه ایشان می کنند برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند. حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.

لطفا یکی برای من توضیح بدهد که حضرت چگونه مشک را از دستی که قطع شده میگیرد؟ آیا حضرت از اسب پیاده شده و می رود مشک را که همراه دست قطع شده اش روی زمین افتاده بر می دارد و دوباره سوار اسب می شود و می رود؟

دوباره که آن یکی دستش قطع می شود چه کار می کند؟ آیا حضرت باز از اسب پیاده شده و می رود به سراغ دست افتاده و دولا شده و مشک را با دندان می گیرد؟ آیا در این میان که هی حضرت از اسب پیاده و دوباره سوار می شده اند کسی نبوده ایشان را بکشد؟

یا اصلا هیچ کدام از اینها رخ نداده و پیش از آنکه دست مبارکشان را قطع کنند، حضرت بر اساس مهارت هایشان مشک را به هوا پرتاب کرده اند با آن یکی دست گرفته اند و به دنبال آن دوباره مشک را به هوا پرتاب کرده و این بار با دندان می گیرند؟ مگر حضرت هنرمند سیرک بوده؟

اصلا دست حضرت چگونه قطع شده؟ از مچ؟ از آرنج؟ از کتف؟ با چه چیز قطع شده؟ شمشیر؟ خاطرم هست در یک مراسم مذهبی در محرم روضه خوان گفت با کمان به سوی دست حضرت نشانه رفته اند و دست را قطع کرده اند. مگر کمان های آن ها تبر پرتاب می کرده است؟

خون ریزی شدید ناشی از قطع شدن دست در این میان کشک بوده؟ آیا حضرت به خاطر حضرت بودنشان چند لیتر بیشتر از انسان های معمولی خون داشته اند که در میانه راه به دلیل کم خونی نمرده اند یا دست کم از هوش نرفته اند؟

جالب تر اینکه به نظر می رسد روضه خوانان این داستان تخیلی را از روی تاریخ طبری ، جلد 7 ، صفحه 3007 ساخته اند! این روایت که بالاتر نیز به آن اشاره کردیم این است:

عباس گفت : امده ایم از این اب که از ان ما را بداشته اند بنوشیم گفتند بنوش نوش جانت.عباس گفت تا حسین و این گروه از یارانش که می بینی تشنه اند یک قطره نخواهم نوشید .انگاه عباس به پیادگان گفت مشکها را پر کنند پس از ان کسان نمودار شدند و درگیری اندکی شد. یاران حسین با مشکها بیامدند و اب را پیش وی بردند . (تاریخ طبری ، جلد 7 ، صفحه 3007)

بر اثر زحمت شبانه روزی روضه خوانان و آخوندها روایت بالا تبدیل به افسانه پر سوز و گداز عباس ساقی کربلا در آمده! واقعا آخوندها قدرت داستان سازی خوبی دارند. البته اگر نداشتند هیچ وقت نمی توانستند این گونه بر مردم ما حکومت کنند و بگویند که مثلا ما زندانی سیاسی نداریم یا خیلی از دروغ های دیگر.