۱۳۹۳ آبان ۱۹, دوشنبه

همجنسگرایی و کودک آزاری در بهشت اسلام محمدی !(نقاشی چطوره)!!!!!


از امام الهمام ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول است كه پدر بزرگوار ايشان حضرت امام على النقى عليه السّلام فرمود

كه بعد از غيبت كبراى قائم آل محمد حجة الهادى محمد المهدى عليه السّلام از علماى راشدين ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم مؤمنى اگر مردم را بحضرت اله خواند و همه اصناف بنى آدم را برضا و خشنودى حضرت مهيمن صمدى دلالت كند و بر منكرين دين سيد المرسلين از اهل الزام و لجاج بدليل و احتجاج حقيقت جميع واجبات ضروريات دين سيد الأنبياء و منهاج ائمة الهدى را ثابت و لازم گرداند و ضعفاى عباد اللَّه تعالى را از شبكه دام مكر و تلبيس ابليس و مريدان آن لعين خسيس رهاند يا از دام نواصب مبغضين ائمة الانام مستخلص گرداند موجود و معين نبودى هيچ احدى از بنى نوع انسان از مكر و فسوس شيطان و تبعه پر افسوس او خلاص نشدى بلكه همگى خلقان از شيعيان انس و جان مرتد گشته در سلك ربقه اهل طغيان منخرط شدندى، ليكن وجود و افر الجود آن ارباب فضل و حال و اصحاب معرفت و كمال وسيله صيانت و محافظت دين جهله شيعيانست، و اين طايفه علماى تبعه ائمة الهدى زمام قلوب ضعفاى اهل شيعه را بيد قدرت علم و معرفت و محافظت كنند چنانچه صاحب سفينه و مالك كشكول چوبينه در هنگام تلاطم بحر مواج و تراكم قطرات سحاب ذى افواج در حفظ و حراست سكنه آن سعى فراوان و جهدى بى‏پايان نمايد تا كشتى او از غرقاب طوفان در صحت و امان ماند.

بر متفطن عارف و زيرك معارف واضح و لايحست كه چنانچه كشتى كه بوسيله محكمى آلات و ساير ما يحتاج ضروريه آن از اخشاب و احبال و شراعيه و بادبان در غايت رصانت و نهايت متانت بود و كشتيبان نيز با جميع خدمه ايشان در كمال فراست و حذاقت بر كار سير و سلوك آن بحر بى‏پايان باشند بتحقيق و يقين سكنه آن جهاز از احسان مهيمين بى‏نياز در هنگام سير نشيب و فراز از خوف غرق طوفان بجمعيت خاطر سرفراز و ممتاز گردند و آنها را از عنايت ايزد منان ترس و خوف ظاهر و عيان نباشد.
همچنين اگر كسى در كشتى ولايت و امامت اهل بيت عليهم التحية و التسليم ساكن و مقيم گشته بتعليم جميع آداب دين قويم و احكام شرع مستقيم عزم خود را تصميم نمايد و خلاف شرع را بر آن تقديم ننمايد، بلكه همگى لوازم دين را از ائمة المعصومين سلام اللَّه عليهم اجمعين يا از علماى راشدين فرا گيرد و اصلا خلاف آن مذهب پيش نگيرد بيقين در يوم الدين مواصلت غلمان و حور عين و ادراك نعيم و بشرب كوثر و تسنيم مستفيض و مستقيم گشته از شعلات نواير جحيم و شرب ماء الحميم و تعذيب عذاب الاليم محفوظ و سليم گردد.
و اصل اين كلام صدق التيام مأخوذ است از قول سيد البشر عليه سلام اللَّه الاكبر كه‏
«مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق»

احتجاج شیخ صدوق -ترجمه غفارى مازندرانى، ج‏1، ص: 23

فرمود پسر سعيد، غرض تو اين مكانست؟ آنگاه بدست خود اشاره كرده بلافاصله باغهاى سبز و خرم كه نهرهاى آب در ميان آنها روان و همه گونه عطرها و حوريه و غلمان كه گويا لؤلؤترند بنظر من آمد كه ديدگان مرا متحير ساخته و به تعجب من افزود پس از اين فرمود پسر سعيد، ما در هر كجا باشيم همين گونه باغ و بوستان مال ماست و ما اكنون در خان الصعاليك نميباشيم.

ارشاد شیخ مفید – ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 649

و بقولى مقصود بركت داشتن عمر است نه فزونى خود عمر و اين اعتراض بيجا است زيرا اولا در باره بسيارى مطالب بميان آيد كه مورد تشويق است در قرآن و سنت تا برسد به وعده بهشت و نعيم براى ايمان و در باره گذشتن از صراط و رسيدن بحوريان و غلمان و همچنان تهديد بدوزخ و كيفيت عذاب زيرا كه ما گوئيم خداى تعالى در ازل ارتباط هر معلولى را بعلتش دانسته و در لوح محفوظ نوشته، و هر كه را مؤمن دانسته او مؤمن است چه اعتراف كند به ايمان يا نه، پيغمبرى باو گسيل شود يا نه، و هر كه را كافر دانسته او كافر است بهر تقدير و لازم اين گفته ابطال حكمت بعثت پيغمبرانست و اوامر شرع و نواهى آن و آنچه بدنبال دارند و آن سبب هدم آدميانست و جواب از همه اعتراضات يكى است: و آن اينكه خداى تعالى كه اندازه عمر را دانسته است پيوند آن را هم باب سبب مخصوصى دانسته، و چون داند زيد بهشتى است آن را باسباب خاص آن وابسته كه او را آفريده و خردمند كرده، و وسيله هدايت و حسن اختيار و عمل باحكام شرع برايش فراهم كرده، و لازم بر هر مكلف عمل بامر شرع نه باينكه خدا چه داند، زيرا هر چه كند همان را خدا دانسته، و چون امام صادق (ع) فرموده كه زيد چون صله رحم كند خدا 30 سال بعمرش فزايد و بدان عمل كرد اين خبر از اينست كه خدا دانسته زيد همان كند كه عمر 30 سال فزون گردد، چنانچه آن حضرت كه خبر داده زيد چون لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گفت در بهشت درآيد و آن را گفت بر ما روشن است كه خداى تعالى دانسته كه او ميگويد به بهشت ميرود.
و حاصل آنكه آنچه در جهان پديد آيد دانسته خداى تعالى است با هر شرط و سبب كه‏
آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار علامه مجلسی ، ج‏1، ص: 77

در آنجاست كه بر تقصيراتى كه در برابر امر خدا داشته‏اند پشيمان مى‏گردند و تأسف مى‏خورند اما پشيمانى آنان را نجات نمى‏بخشد. و تأسف آنها را بى‏نياز نمى‏سازد، بلكه به رو در آتش مى‏افتند از بالاى سر آتش و از زير، آتش بين قسمتهايى از آتش و پوششهايى از قطران و در دركات جهنم مى‏سوزند و درگير مصائب جهنم‏اند، آتش آنان را همچون ديگها مى‏جوشاند، و فرياد و ناله آنها بلند است، اما هر چه بيشتر فرياد مى‏زنند، از بالاى سرشان آب جوشان مى‏ريزد، تمام امعاء درون شكمشان و پوستشان آب مى‏شود، اما هر كه از اهل شفاعت باشد، شفاعت را درك مى‏كند، همان طورى كه سرور انبيا (ص) فرموده است: شفاعتم را براى امّتم كه مرتكب گناهان كبيره‏اند، اندوخته‏ام (6) و نيز فرموده است: بعد از اينكه سوخته و خاكستر شدند از آتش بيرون مى‏آيند، و هر كس كه از اهل جهنم براى هميشه باشد واى بر حال او از عذاب دائمى جاودانه، پناه مى‏بريم بخدا (7)! (2) بدان آن سرايى كه با غمها و اندوههايش آشنا شدى در برابر آن سراى ديگر يعنى بهشت است، و ناگزير هر كس از آن دور شود در اين يكى مستقرّ مى‏شود، بنا بر اين با انديشه زياد در حالات جهنّم ترس و بيم بيشترى را در قلب خود برانگيزان و با انديشه مداوم در باره نعمتهاى جاودانه‏اى كه به نيكوكاران وعده داده‏اند، حالت اميد را در دل خود ايجاد كن و از طرفى نفس را با تازيانه ترس و بيم، رام كن و از سوى ديگر با زمام اميد آن را به راه راست سوق بده، كه بدين وسيله به سلطنت دايم مى‏توان رسيد و از عذاب دردناك الهى در امان ماند، در باره بهشتيان و چهره‏هاى شاداب در ناز و نعمت بينديش كه از شراب صاف مهر خورده كه جاى مهرش مشك است، سيراب شوند (8) و بر كرسيهايى از ياقوت سرخ، زير خيمه‏هايى از لؤلؤ سفيدتر و تازه بنشينند، در آنجا فرشى گرانبهاى سبز رنگ گسترده و بر پشتيهايى كه در اطراف رودهاى مملو از شراب و عسل قرار داده شده، تكيه كنند، در پيرامونشان، غلمان و پسر بچه‏گان حلقه زده، آراسته به حور العين‏
مجموعه ورام، ابوالحسین ورام بن ابی فراس، ترجمه محمدرضا عطایی آداب و اخلاق در اسلام، ص: 550

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر