۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

لطفا سعی نکنید به اسلام رنگ متالیک بزنید و برایش رژ لب بکشید!



مسلمانان وقتی آیات زشت و غیر انسانی تازينامه را در مورد کشتار و رفتار زشت با مشرکان و کافران ميشنوند دوباره خود پیامبر ميشوند و منظور جدیدی برای خداوند قاسم الجبارین ميسازند!

1 – معناى لغوى كفر و مصاديق آن

از آن‏جا كه فقيهان شيعى در رساله‏هاى عمليه خويش از كافر به عنوان يكى از نجاسات نام‏برده و اهل كتاب و مشركان مشمول اين عنوان هستند، لذا آشنايى با مفهوم عنوان كفر و كافر، به‏ويژه در فرهنگ وقاموس تازينامه و حديث از بايسته‏هاى آغازين تحقيق است تا حدود و مرزهاى موضوع واقعى كتاب مشخص‏تر گردد:
واژه كفر از نظر لغت‏شناسان عرب يك معناى كلى دارد و آن پوشاندن است. معانى ديگر اين واژه، مصداق‏هايى از همين معناى كلى مى‏باشند، از قبيل:
1 – كفر در برابر ايمان كه به معناى پوشاندن و انكار حقايقى، از قبيل خدا، قيامت، نبوت پيامبران، آيات نازل شده بر پيامبران و … است .
2 – كفران نعمت دربرابر شكر نعمت، كه به معناى ناديده گرفتن نعمت است.
3 – كافر به معناى شب، كه پرده سياه وظلمت را برهمه اشيا مى‏افكند.
4 – كفر به معناى كشاورزى، و كافر؛ يعنى كشاورز، كه بذر را در زمين پنهان مى‏كند.
5 – كفر به معناى پوشيدن زره جنگى كه سربازان بدن خويش را با آن مى‏پوشانند.
بسيارى از لغت شناسان بزرگ عرب اين معانى را مصاديقى از همان معناى كلى دانسته‏اند، از قبيل راغب در ?مفردات?(1)، ابن فارسى در ?معجم مقاييس اللغة?،(2) ابن‏منظور در ?لسان‏العرب?،(3) جوهرى در صحاح اللغة،(4) زبيدى در ?تاج العروس?(5) و طريحى در ?مجمع البحرين?.(6)

2 – معانى نُه‏گانه كفر در تازينامه

اين واژه كه بيش از پانصد بار به شكل‏ها و صيغه هاى گوناگون در تازينامه كريم به كار رفته، با توجه به اشتقاق از معناى كلى لغوى آن در نه معنا استعمال شده است؛ به تعبير ديگر مى‏توان همه موارد استعمال آن را در تازينامه در نه معنا دسته‏بندى كرد:

1 – انكار اصول دين
اين نوع كفر ويژه ملحدان، زنادقه و ماديون است كه به طور كلى منكرِ ماوراى ماده‏اند.
نمونه آياتى كه كفر در آن‏ها بدين معناست، عبارت است از:
– ?كيف تكفرون باللَّه و كنتم امواتاً فاحياكم …?؛(7)
– ?و مامنعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم كفروا باللَّه…?؛(8)
– ?ان الذين يكفرون باللَّه و رسله…?؛(9)
– ?اولئك الذين كفروا بايات ربهم ولقائه ?؛(10)
– ?… و من يكفر باللَّه و ملائكته و كتبه و رسله واليوم الآخر فقد ضلّ ضلالا بعيداً?.(11)

2 – انكار توحيد و يگانگى خدا
كفر در اين معنا، معادل ?شرك? است و شامل همه مشركان، اعم از ثنويه، قائلان به تثليث، بت‏پرستان و نيز فرقه‏هاى مشرك از بين اهل كتاب نيز مى‏باشد. نمونه آيات:
– ?لقد كفرالذين قالوا انّ اللَّه ثالث ثلثة…?؛(12)
– ?لقد كفر الذين قالوا انّ اللَّه هو المسيح ابن مريم …?.(13)

3 – انكار رسالت حضرت محمد(ص)
اين نوع از كفر شامل همه مردم – غير از مسلمان – حتى پيروان ديگر اديان آسمانى نيز مى‏شود، كه در آياتى چند مطرح شده است، از جمله:
– ?ويقول الذين كفروا لست مرسلاً?؛(14)
?مايودّ الذين كفروا من اهل الكتاب و لاالمشركين ان ينزّل عليكم من خير من ربكم …?.(15)

4 – انكار طاغوت
چنين كفرى پسنديده و بر هر مؤمنى بايسته است؛ زيرا لازمه اعتقاد به خداوند -تبارك‏وتعالى- كفر ورزيدن به ديگر خدايان و شركاى ادعايى و طاغوت‏هاست؛ چنان كه ?لااله? ركن مقدم بر ?الّا اللَّه? است؛ به عنوان نمونه:
– ?فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللَّه فقد استمسك بالعروة الوثقى‏…?.(16)

5 – كفران نعمت
كفر بدين معنا در برابر ?شكر? و به مفهوم ناسپاسى و به كارگيرى نعمت درمسير ناخشنودى خداوند و ولىّ نعمت است. نمونه آيات:
– ?و اذتأذّن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم انّ عذابى لشديد?؛(17)
– ?هذا من فضل ربّى ليبلونى ءَاشكر ام اكفر…?؛(18)
– ?فاذكرونى اذكركم واشكروا لى ولاتكفرون?؛(19)
– ?فكفرت بانعم اللَّه فأَذاقها اللَّه لباس الجوع?.(20)

6 – ترك فرايض و وظايف دينى
تازينامه كريم در برخى موارد، ترك واجب و دستورهاى دينى، از قبيل حجّ را كفر ناميده‏است، مانند:
– ?وللّه على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلاً و من كفر فان اللَّه غنى عن العالمين?.(21)

7 – ارتكاب معصيت
تازينامه كريم در چندين مورد، اقدام به محرمات و معاصى را كفر خوانده است، مانند جادوگرى شياطين در زمان حضرت سليمان كه منجر به جدايى زن و شوهر از يك‏ديگر مى‏شد، هم چنين جنايات و جرايم بنى اسرائيل، مثل كشتار و آواره كردن مردم بى‏گناه، اخّاذى و امثال آن.
– ?واتّبعوا ما تتلوا الشياطين على ملك سليمان و ما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا يعلّمون الناس السحر…?؛(22)
– ?ثم انتم هؤلاء تقتلون انفسكم و تخرجون فريقاً منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان و ان يأتوكم أسارى‏ تفادوهم و هو محرم عليكم اخراجهم افتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض …?.(23)

8 – بيزارى و برائت
تازينامه كريم در چند مورد واژه كفر را به معناى بيزارى به كار برده است، از آن جمله:
– ?ثم يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض ويلعن بعضكم بعضاً و مأويكم النار و مالكم من ناصرين?؛(24)
– ?قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم و الذين معه اذ قالوا لقومهم انّا بُراؤا منكم ومماتعبدون من دون اللَّه كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العداوة و البغضاء ابداً حتى‏ تؤمنوا باللَّه وحده…?؛(25)
– ?و قال الشيطان لما قضى الامر ان اللَّه وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم … انى كفرتُ بما اشركتمون من قبل …?.(26)

9 – كشاورزى
تازينامه كريم در يك مورد كفر را به معناى كشت و پنهان كردن بذر در زير خاك به كار برده و بر كشاورزان نام ?كُفّار? اطلاق كرده‏است:
– ?اعلموا انما الحيوة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال والاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتريه مصفرّاً?.(27)

در پرتو كلام معصوم(ع)
استعمال كلمه كفر در تازينامه كريم ممكن است براى عده‏اى سبب اين ابهام شود كه چرا اين معانى يكسان و سازگار نيستند؟ امام صادق (ع) پاسخ اين سؤال را به صورت تحليلى و تقسيم انواع معانى متعدد كفر براى يكى از راويان بيان داشته و اين شيوه دسته‏بندى آيات و اطلاقات گوناگون را به مسلمانان تعليم داده است. حضرت در اين حديث شريف اكثر معانى ذكر شده را در پنج گروه دسته بندى كرده كه شايسته است آن را به عنوان سند و شاهدى بر تقسيمات معانى كفر و نيز درسى از آن پيشواى بزرگوار نقل كنيم:
زبيرى مى‏گويد به امام صادق (ع) عرض كردم: معانى كفر در تازينامه را بيان فرماييد!
حضرت فرمود: واژه كفر در كتاب الله به پنج معنا استعمال شده است:
1 – كفر جحود به معناى انكار ربوبيت خداوند و گفته كسانى است كه مى‏گويند نه خدايى است و نه بهشتى و نه جهنمى. اين عقيده دو گروه از زنادقه است كه ادعا مى‏كنند هيچ عاملى جز روزگار، ما را فانى نمى كند. آنان اين دين را بدون تحقيق، با اندك خوشايندى براى خويش برگزيده‏اند، چنان كه خداوند مى‏فرمايد: ?آنان فقط تابع گمان خويش هستند.? و درباره آن‏ها مى‏فرمايد: ?آنان كه كافر شدند – چه آنان را انذار كنى يا نه – ايمان نخواهند آورد.?؛ يعنى يگانه‏پرست نخواهند شد.

2 – معناى ديگر، انكار آگاهانه است. چنين كسى حقانيت چيزى را كه برايش اثبات شده،انكار مى‏كند، چنان كه خداوند مى‏فرمايد: ?آنان درحالى كه يقين به آن داشتند، ظالمانه و برترى‏جويانه انكارش كردند?.

3 – كفران نعمت، چنان كه خداوند سخن حضرت سليمان را نقل مى‏كند كه: ?اين تفضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه شكر خواهم كرد يا كفران خواهم ورزيد. هر كسى شكر نمود، براى خودش شكر كرده و هر كس كفران بورزد، پس خداى من بى‏نياز و بخشنده است.? و فرمود: ?اگر شكر كنيد افزونتان خواهم كرد و اگر كفران ورزيد، همانا عذاب من سخت است.? و فرموده است: ?پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم و شكر مرا به جاى آريد و كفران من نورزيد?.

4 – ترك آن‏چه را كه خداوند بدان امر كرده است، چنان كه فرموده است: ?آن‏گاه كه از شما پيمان گرفتيم كه خون خويش را مريزيد و يك‏ديگر را از ديارتان بيرون نكنيد، شما اقرار كرديد و شهادت داديد، سپس اكنون خويشتن را مى‏كشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان اخراج مى‏كنيد و برآنان با گناه و تجاوز غلبه مى‏كنيد و اگر خويش را اسير شما كنند، فديه مى گيريد و حال آن‏كه اخراج آنان بر شما حرام بوده است. آيا به برخى از كتاب خدا ايمان مى‏آوريد و به برخى ديگر كفر مى‏ورزيد؟ پس مجازات آن دسته از شما كه اين‏گونه عمل كنند، چيست؟?
خداوند به موجب ترك دستور الهى نسبت كفر به آن‏ها داده است، و گرچه نسبت ايمان هم به آنان داده است، اما ايمان را از آن‏ها نپذيرفته، هيچ سودى برايشان نزد خدا ندارد.

?پس مجازات اين گروه از شما كه چنين كنند چيست، غير از خوارى در زندگى دنيا؟ و در روز قيامت به سوى سخت ترين عذاب رانده مى‏شوند و خداوند از كردار شما غافل نيست?.
5 – برائت و بيزارى، چنان كه خداوند سخن حضرت ابراهيم را نقل مى‏كند كه به گمراهان امتش گفت : ?ما از شما بيزاريم و بين ما و شما دشمنى و بغض هميشگى است، تا وقتى كه شما ايمان به خداى يگانه آوريد.? و چنان‏كه خداوند بيزارى ابليس را از دوستانش ( برخى از آدميان) نقل مى‏كند كه: ?من از شرك ورزيدن سابقتان نسبت به خودم بيزارى مى‏جويم.? و فرمود: ?شما غير از خدا بت‏هايى را اتخاذ كرديد كه فقط به خاطر علاقه‏هاى دنيوى است، اما روز قيامت هر گروه از شما از ديگرى بيزارى خواهد جست و او را لعن خواهد كرد?.(28)
در پايان ياد آور مى‏شود كه دقت در حدود و مرزهاى هريك از معانى ذكر شده، لازم است؛ زيرا ممكن است گروهى از افراد مشمول كفر و كافر به بعضى از معانى باشند و مشمول كفر به معانى ديگر نباشند. بايد دقت داشت كه احكام و قوانين ويژه هر معنا، به مشمولان همان معنا اختصاص دارد و نبايد به منسوبان به كفر در معانى ديگر، سرايت داده شود؛ مثلاً يهود ونصارا كافر به معناى سوم هستند، اما كافر به معناى اول نيستند. بايد دقت شودكه آيات مربوط به كافران به معناى اول، بر اهل كتاب تطبيق نشود. ديگر معانى ذكر شده نيز چنين‏اند.

3 – معانى پنج‏گانه كفر در احاديث

كفر در اصطلاح تازينامه و حديث چندان تفاوتى با يك‏ديگر ندارد؛ زيرا پيامبر اكرم(ص) وائمه اطهار (ع) مترجمان وحى خدا و شارحان تازينامه‏اند. بر اين اساس، مى‏توانيم مجموعه معانى واژه ?كفر? را كه دراحاديث كتاب شريف بحار الانوار دربيش از پنج هزار مورد، با شكل‏ها وصيغه‏هاى گوناگون به كار گرفته شده، در پنج گروه دسته بندى كنيم:

1 – انكار يگانگى خداوند يا برخى صفات او، يا شك در آن‏ها
اين نوع كفر شامل همه ملحدان، ماترياليست‏ها، مشركان، بت‏پرستان ولاادريون مى‏شود.
نمونه‏اى از اين روايات :
– ?من قال بالتشبيه و الجبر، فهو كافر?؛(29)
– ?الإرتياب هوالكفر?؛(30)
– ?فان هولاء ائمة الكفر?.(31)

2 – انكار نبوت عامه يا خاصه
اين نوع كفر شامل همه منكران كتب آسمانى و نيز منكران تازينامه، مانند يهوديان و مسيحيان مى‏شود.
نمونه احاديث :
– ?من ردّ كتاب اللَّه، فهو كافر?؛(32)
– ?قلت: من الكفار؟ قال : الكافر بجدّى رسول اللَّه?.(33)

3 – انكار معاد يا برخى از خصوصيات آن
در برخى احاديث منكران برخى خصوصيات و مسائل فرعى معاد، مانند معتقدان به تناسخ نيز كافر شمرده شده‏اند، مانند اين حديث كه ?من قال بالتناسخ فهو كافر?.(34)

4 – انكار امامت
بخشى از روايات مشتمل بر واژه كفر، درباره منكران امامت على ابن – ابى‏طالب(ع) يا همه امامان معصوم (ع) و حتى منكران امامت برخى از آنان است؛ زيرا اگر معناى لغوى كفر، پوشاندن است، قهراً پوشاندن يكى از حقايق مهم دين؛ يعنى امامت و رهبرى الهى دوازده امام معصوم (ع) تا قيامت، مصداق كفر است. البته پيش‏تر نيز يادآورى كرديم كه اين معانى گوناگون يك‏سان نيستند و نبايد همه مصاديق كافر را در يك رتبه و درجه داشت.
اين نوع احاديث، هر گونه انحراف از مسير امامت دوازده امام (ع) را كفر شمرده‏اند، از قبيل منازعه با على (ع) در امر خلافت، دشمنى با او، ردّ كردن حكم، سخن و ولايت ايشان، ردّ و انكار امامت و ولايت همه ائمه(ع)، نشناختن امام زمان(ع) ، شك در امامت حضرت على (ع)، شك در كفر ستم‏گران نسبت به على(ع) ،تقدم و تأخر نسبت به موضع‏گيرى‏ها و عمل‏كرد على (ع) و توقف در امامت هر يك از امامان.

5 – ارتكاب معصيت
بيش‏تر احاديثى كه واژه كفر در آن‏ها به كار رفته، به انواع گناهان، به ويژه به گناهان كبيره مربوط است. اين نوع كفر، بسيارى از مسلمانان را شامل مى‏شود، اما روشن است كه اين درجه از كفر با كفر به معانى قبل تفاوت زيادى دارد. احاديث پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم(ع) گناهان فراوانى را در حكم كفر دانسته‏اند؛ از جمله: جرأت بر ارتكاب گناهان كبيره، بدعت گذارى، لواط، ترك نماز، تقيه و حج، شراب‏خوارى ، جادوگرى، ناسپاسى در برابر مادر، پناه‏دادن به بدعت گذار، سبك شمردن حدود الهى ، نسبت‏دادن كفر به مسلمان، دوستى ورزيدن با كفار و امثال آن‏ها. نمونه احاديث :
– ?من اجترء على ارتكاب الكبائر، فهو كافر?؛(35)
– ?قلت لابى عبداللَّه: عن ما ادنى مايكون به العبد كافراً؟ قال: ان يبتدع شيئاً، فيتولى عليه ويبرأ ممّن خالفه ?؛(36)
– ?من اوى محدثاً فهو كافر?؛(37)
– ?اللواط مادون الدبر، والدبر هو الكفر?؛(38)
– ?الصلوة مفرقة بين المسلم و الكافر?؛(39)
– ?تارك التقية كافر?؛(40)
– ?تارك الحج – و هو يستطيع – كافر?؛(41)
– ?شارب الخمر كافر?؛(42)
– ?الساحر كافر?؛(43)
– ?فانّ كفر النعمة من الام كفر?؛(44)
– ?المتخفّ بالحد…كافر?؛(45)
– ?اذا قال لاخيه كافر…كفراحدهما?؛(46)
– ?من اخى‏ كافراً… كان كافراً?؛(47)

4 – معانى پنج‏گانه كفر و كافر در اصطلاح فقه شيعه

فقيهان شيعه به پيروى از تازينامه و احاديث پيامبر اكرم(ص) و ائمه(ع)، واژه كفر را در پنج معنا به كار برده و در مجموع، پنج گروه – با توجه به اختلاف فتاوا – در اصطلاح فقه و كلمات فقها كافر شمرده شده‏اند:
1 – منكران خداوند يا ماديون؛
2 – مشركان؛
3 – پيروان ديگر اديان آسمانى، مثل اهل كتاب (يهوديان، مسيحيان و زردشتيان)؛
4 – منكران ضروريات دين با آگاهى از ضرورى بودن آن، حتى خوارج ، ناصبيان و برخى از غلاة؛
5 – منكران امامت.
فقيهان شيعه در كافر بودن سه گروه اول اتفاق نظر دارند، اما نظر آن‏ها درباره گروه چهارم مختلف است؛ زيرا برخى از فقيهان، همه دسته‏هاى نامبرده درآن گروه را كافر و نجس مى‏دانند و برخى ديگر گرچه همه آن‏ها را نجس مى‏دانند، برخى را كافر نمى‏دانند، هم چنان كه گروهى نجاست آن‏ها را هم منكرند.
درباره گروه پنجم هم هر چند تقريباً همه فقهاى شيعه منكران امامت را كافر ندانسته‏اند، تعداد اندكى از آن‏ها، دسته پنجم را كافر به معناى منكر حقيقت امامت شمرده‏اند.
لازم است بر اين نكته تاكيد شود كه گرچه شمار اندكى از علماى شيعه عنوان كافر به معناى خاص نوع پنجم را بر غير امامى اطلاق كرده‏اند، اين استعمال در اصطلاح علم فقه تأثيرى نگذاشته و واژه كافر در اصطلاح فقه و فقهاى شيعه در چهار معناى اوّل منحصر است، و هر جا سخن از كافر و احكام كافر است، مقصود همان گروه‏هاى چهارگانه است.

1 – راغب اصفهانى، المفردات فى غريب التازينامه ، ص 433: ?الكفر فى اللغة ستر الشئ، و وصف الليل بالكافر لستره الاشخاص ، والزراعة لستره البذر فى الارض … و كفران النعمة لسترها بترك اداء شكرها، واعظم الكفر جحود الوحدانية اوالشريعة او النبوه …?.
2 – معجم مقاييس اللغة، ج‏5، ص‏91: ?كفر ( الكاف و الفاء والراء) اصل صحيح، يدل على معنى واحد و هو الستر و التغطيه ، يقال لمن غطى درعه بثوب قد كفر درعه، … والكفر ضد الايمان، سمى به لانه تغطية الحق و كذلك كفران النعمة جحود و سترها?.
3 – لسان العرب، ج‏5، ص‏144: ?الكفر نقيض الايمان … والكفر كفر النعمه هو نقيض الشكر، الكفر جحود النعمة و هو ضد الشكر … و الكافر الزارع … والكفر بالفتح التغطية?.
4 – صحاح اللغة، ج‏2، ص‏807: ?الكفر ضد الايمان ، قد كفر باللَّه كفراً… و الكفر ايضاً جحود النعمة و هو ضد الشكر … والكفر بالفتح التغطيه، و قد كفرت الشئ الكفره بالكسركفراً اى سترته …. و الكافر الليل المظلم … والكافر الذى كفر درعه بثوبه و الكافر البحر… والكافر الزارع لانه يغطى البذر بالتراب …?.
5 – تاج العروس، ج‏3، ص‏535: ?الكفر بالضم ضد الإيمان ويفتح ، واصل الكفر من الكفر بالفتح مصدر كفر بمعنى الستر?.
6 – مجمع البحرين، ج‏3، ص‏474: ?قوله- تعالى ?ولاتكونوا اول كافر به?، اى اول من كفر وجحد …، فالكافر الجاحد للخالق … والكفر بالفتح التغطية?.
7 – ماده گوساله(بقره) (2)آيه 28.
8 – توبه (9)آيه 54.
9 – نساء(4) آيه 150.
10 – كهف (18)آيه 105.
11 – نساء(4) آيه 136.
12 – مائده(5)آيه 73.
13 – همان، آيات 17 و 72.
14 – رعد(13) آيه 43.
15 – ماده گوساله(بقره) (2) آيه 105.
16 – همان، آيه 256.
17 – ابراهيم (14)آيه 7.
18 – نمل (27) آيه 40.
19 – ماده گوساله(بقره) (2)آيه 152.
20 – نحل (16) آيه 112.
21 – آل عمران (3)آيه 97.
22 – ماده گوساله(بقره) (2)آيه 102.
23 – همان، آيه 85.
24 – عنكبوت (29) آيه 25.
25 – ممتحنه (60) آيه 4.
26 – ابراهيم (14) آيه 22.
27 – حديد (57) آيه 20.
28 – اصول كافى، ج 2، باب وجوه كفر، ص 389.
29 – بحار الانوار، ج‏5، ص‏35.
30 – همان، ج‏21، ص‏211.
31 – همان، ج‏19، ص‏241؛ منظور سران قريش است.
32 – همان، ج 25، ص 121 .
33 – همان، ج 47، ص 358 .
34 – همان، ج 4، ص 320.
35 – همان ، ج 72 ، ص 222.
36 – همان ، ج 72 ، ص 220.
37 – همان ، ج 27 ، ص 64.
38 – همان ، ج 12 ، ص 167.
39 – همان ، ج 35 ، ص 155.
40 – همان ، ج 78 ، ص 347.
41 – همان ، ج 77 ، ص 58.
42 – همان ، ج 79 ، ص 141.
43 – همان ، ج 79 ، ص 212.
44 – همان ، ج 77 ، ص 213.
45 – همان، ج 6 ، ص 102.
46 – همان ، ج 10 ، ص 102.
47 – همان، ج 74 ، ص 197.
بنابر این طبق گفته این دانشمندان نابغه اسلامی که واقعا دنیا به تحسین علم و خرد آنها پرداخته کافر یعنی هرکس که مسلمان نیست! لطفا سعی نکنید به اسلام رنگ متالیک بزنید و برایش رژ لب بکشید! ماهیت وحشی گری اسلام را نمیتوان تغییر داد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر