۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

به یاد قربانیان کشتار جمعی تابستان شصت و هفت در زندانهای رژیم اسلامی


افزودن عنوان



مردادماه سال 1367 آغاز اجرای برنامه کشتار زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم اسلامی است. در این ماه اجرای یکی از جنایتکارانه ترین سیا...ست های رژیم اسلامی در زندان ها آغاز شد. اگر جنگ 8 ساله ایران و عراق به عنوان ابزاری برای سرکوب انقلاب ایران بکار گرفته شد، روزهای ختم جنگ هم برای رژیم فرصت مناسبی بود تا در حالی که توجه افکار عمومی تماما متوجه ختم جنگ بود، بدون سرو صدا، مخفیانه و در فرصت کوتاهی که داشتند یکجا خود را از دست هزاران تن از مخالفین سیاسی خویش خلاص کنند.

بسیاری از آن قربانیان، دوره محكومیت خود را طی کرده بودند و در انتظار آزاد شدن به سر می بردند. دلیل بازداشت بسیاری هنوز ناروشن و در انتظار به اصطلاح تفهیم اتهام بودند. در خارج زندان ها اتفاق بزرگی روی داده بود. جنگ ویرانگر ایران و عراق با ابعاد وسیع تلفات انسانی و خسارت و ضرر و زیان بزرگ اقتصادی و مالی که به تخریب بسیاری از شهرها و مناطق مسکونی دو طرف منجر گردید با شکست جمهوری اسلامی پایان یافته بود. خمینی کسی که در آغاز جنگ را "نعمت الهی" جار زد، با سرافکندی شکست آن را به سرکشیدن جام زهر تشبیه كرد و قبول نمود.

پایان جنگ برای مردم زجر کشیده ایران، گشایش دریچه امیدی بود که از یکسو می توانستند زندگی عادی و به دور از کشتار و بمباران روزانه را از سر گیرند و سوی دیگر می توانستند خواست ها و مطالبات انسانی خود را که هر روزه به بهانه جنگ سرکوب می شد، مطرح نمایند. شوق و شادمانی در دل مردم بوجود آمد و شکست و زبونی رژیم اسلامی را نقطه امیدی برای پیشروی مبارزه و تحق خواست های خود در آینده می دانستند.

سران جمهوری اسلامی و در راس همه خمینی و مشاوران اصلی اش رفسنجانی و خامنه ای و دیگر همفکران آنان بر این واقعیات اطلاع کامل داشتند. آنان نقشه مند و آگاهانه تصمیم گرفتند که شادی و خوشحالی مردم از پایان جنگ را به عزا و سوگواری تبدیل کنند، اما دلیل موجهی برای کشتار مردم کوچه و بازار نداشتند. سران جمهوری اسلامی که بقول خودشان، حکومت شان محصول پیروزی خون بر شمشیر بود مصم بودند تا انتقام شکست در جنگ را از مردم ایران بگیرند.

آنان برای بقای خود به ریختن خون هرچه بیشتری نیاز داشتند و این بار نیز همچون 30 خرداد 60 شمشیر زهرآلود خود را در زندان ها و علیه زندانیان سیاسی به کار انداختند. از نظر حاکمان ایران مناسب ترین و بی سروصداترین مكان تنها زندان ها بود که هزاران انسان معترض و مبارز و در عین حال بی دفاع در پشت میله های آهنین آن به بند کشیده شده بودند. خمینی با ایجاد کمیته ای مرکب از "نیری" قاضی شرع، "اشراقی" دادستان تهران و "موسوی اردبیلی" دادستان کل کشور و با صدور فتوای مذهبی دستور قتل عام هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد. با صدور این فتوا و مامور کردن افراد یاد شده، جانیان حرفه ای همچون "لاجوردی" و "داوری" و دهها جنایتکار دیگر، زندان ها را برای رهبر اسلامی به جبهه جنگی یک طرفه تبدیل کردند و شکست در جبهه را به پیروزی اسلام به دور از انظار مردم در زندان ها تبدیل نمودند. چوبه های دار برپا شد و زندانیان آرمانخواه با گفتن "نه" به جلادان بر دار اعدام آویزان و ننگ تاریخ را بر پیشانی قاتلان حک کردند.

هزاران زندانی مبارز و مقاوم بر چوبه دار بوسه زدند، اما در برابر جانیان اسلامی سر تعظیم فرود نیاوردند. خبر این جنایات از رادیو و تلویزیون و مطبوعات پخش نشد.

خمینی و شاگردانش تصور کردند که قفل همیشگی استبداد را بر دهان جامعه زده اند. اجساد قربانیان این جنایات را مخفیانه در خاوران تهران، دارالرحمه شیراز، باغ رضوان اصفهان، حیات دادگاه انقلاب سنندج و دهها مکان دیگر دفن کردند. گورستان این عزیزان را لعنت آباد نام نهادند تا به خیال خام خود مردم از آنها دوری جویند. گورستان هایی که بلافاصله به آرمگاه عزیزان فراموش نشدنی تبدیل شدند و به یقین در آینده نه چندان دور به میعادگاه عاشقان راه رهایی بشریت مبدل خواهند شد.

دیری نپایید كه خبر این جنایت هولناک در ایران و در خارج کشور پخش شد. مردم ایران که کم کم داشتند تن خسته و فرسوده خود را از زیر آوار جنگ ویرانگر ایران و عراق بیرون می کشیدند متوجه شدند که چه فاجعه ای علیه عزیزان آنها انجام گرفته است. عده انگشت شماری از همرزمان قربانیان جنایت تابستان 67 که از آن قتل عام دسته جمعی جان سالم به در برده بودند در خاطرات خود گوشه هایی از سبعیت سفاکان و زندانبان و مظلومیت زندانیان دربند و بی دفاع را برای اذهان عمومی بازگو کرده اند. اما هنوز این کل حقیقت نیست. هنوز بخش بزرگی از واقعیات این جنایت از اذهان مردم پنهان است.

بسیاری از آمران و عاملان این جنایت، از دادستان سابق کل کشور تا رئیس دادگاهها و دیگر جانیانی که در فاجعه کشتار زندانیان سیاسی سال 67 جزو بازوان قدرتمند امام در نبرد علیه زندانیان بی دفاع بودند، چند سال بعد لباس اصلاح طلبان حکومتی به تن کردند و برای نجات کشتی توفان زده حکومت اسلامی به تکاپو افتادند كه اين بار كشتى آنان نیز به گل نشست.

بدون شک سرانجام آن روز فرا خواهد رسید که سران جنایتکار جمهوری اسلامی در دادگاه عدل مردم زجر کشیده ایران به محاکمه كشیده شوند، رازهای سر به مهر جنایات بیشماری که مرتکب شده اند بیشتر برملا شود و مجازات شایسته خود را دریافت دارند. جانباختگان قتل عام سال 67 و دیگر جانباختگان راه رهایی بشریت هرگز فراموش نخواهند شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر