۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

پاسخی به تمساح مصباح یزدی که ایرانیان را آتشپرست می نامند و اسلام را آزادکننده ی زن ایرانشهری

به راستی که اوج حقارت انسانـــــی است که یــــک انسان در توجیه آئین وحشیگری متجاوزین به سرزمینش، که اینک به رنگ آنها درآمده، فرهنگ و جایگاه زنان میهنش را به سخره بکشد تا فرهنگ زن ستیز قوم وحشی را برتر جلوه دهد و سپر دفاعی در برابر آئین زن ستیزی بسازد!
شــــــرم آور است که مثلن انسانی در ته توهای تاریخ بگردد و وقتی در گوشه ای کوچــک به نکته منفی رسید، آنرا در بوق و کرنا کند و قرن ها تاریخ و تمدن جغرافیای بزرگ را زیر سایه آن گوشه کوچک کمرنگ جلوه دهد!
و شـــرم آورتر اینکـــه مثلن انسان چهـــــــره ای در برتر نشان دادن آئین مهاجمان به خاکش، حتا دست به جعل تاریخ بزند و جایگاه جعلی برای زنان میهنش بسازد!
جایگاه زن ایرانی نیاز به دفاع ندارد. هرچند همــه کتاب ها و منبع های ما در مورد اجدادمان در آتش سوزان قوم وحشی تازی از بین رفت، اما تاریخ جایگاه زن ایرانی را ثبت کرده است.
در روزگاری که محمد در حال بافتن زنجیر به دست و پای زنان بود، زن ایرانی پادشاه ایران بود و این بدین معناست که مرد ایرانی خود را برتر از زن نمیدانست و فرمان بردن از زن ننگ و عار نبود.
در روزگاری که زن برای قوم وحشی مفهومی به جز لذت جنسی نداشت و زن محبوس شده کنج خانه بود تا سرویس جنسی باشد، زن ایرانی دوشادوش مرد ایرانی در کشتزارها به زراعت میپرداخت و شریک ساختن زندگی و میهن بود.
در روزگاری که اصلن مشخص نیست قوم وحشی بود یا نبود و بودنش چگونه بود، زن ایرانی فرمانده سپاه مردان ایرانی بود و سربازان ایران گوش به فرمان زن ایرانی بودند.
جایگاه زن ایرانی نیاز به دفاع ندارد. تاریخ به دفاع جایگاه زن ایرانی ثبت است.
تصویر منتسب به پوراندخت پادشاه ساسانی.
___________
فردوسی در وصف پوراندخت اینچنین میگوید؛
«چنین گفت پس دخت پوران که من
نخواهــــــــــم پراکنــــــــــــدن انجمن
کسی را که درویش باشــــد به گنج
توانگــــــر کنم، تا نماند به رنـــــــــج
مبادا ز گیتی کسی مستمنـــــــــد
که از دردِ او بــــــــرمن آید گزنـــــــد
ز کشــــــــــور کنم دور بـــدخواه را
برآیین ِ شاهـــــان کنم گـــــــاه را»179254_10151269078702681_1730471606_n

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر